چقدر حرف زدم...
بهتر از این به بعد سکوت کنم...
خسته شدم از خودم... از آبی که در هاون می کوبم...
چه فایده گوشش به این حرفا بدهکار نیست که نیست...
دل ساده و سنگی داره...
کاش...
حیف این عمر که تلف شد بخاطر هیچ و در هیچ گذشت...
نیمی از عمر هدر رفت در این شهر و هنوز
به تلف کردن آن نیم دگر مشغولیم...
هعییی...
خدایا پاکم کن، خاکم کن...
برچسب:
نویسنده: نگار رحمانی